اكنون كه به طور كلي با واژه ي "هنر" و "زيبايي شناسي" آشنا شديم بهتر مي توانيم به فعاليت هاي هنري بپردازيم. زيرا هدف ما براي خلق اثر هنري مشخص شده و مي دانيم كه به چه منظور به خلق اثري زيبا مي پردازيم.
به طور كلي برخورد هنرمند نسبت به طبيعت و دنياي اطراف به دو شكل متفاوت صورت مي پذيرد: يكي سعي در بازآفريني طبيعت (طبيعت گرايي) و ديگري تلاش در جهت ارائه ي تفسيري از هستي (طبيعت گريزي).
در مورد طبيعت گرايي مي توان گفت كه همان امر تقليد از زيبايي هاي طبيعت مي باشد. اما در مورد دوم بايد متذكر شد كه هنر انتزاعي مي تواند در حد بسيار كم و يا افراطي از ظاهر طبيعت فاصله گيرد.
اكنون ما پروسه ي آموزشي خود را از تمرينات بنيادين شروع مي كنيم تا از اول و به صورت سيستماتيك مطالب را فراگيريم.
در ابتدا با عناصر بصري آشنا مي شويم كه در هر اثر هنري ممكن است با يكي و يا چند عدد از آن ها سر و كار داشته باشيم.
اين عناصر بصري عبارتند از: 1. نقطه 2. خط 3. سطح 4. حجم 5. رنگ 6. رنگ-سايه 7. بافت.
به طور کلی به هر گونه فعالیت خود انگیخته و مهار شده که به منظور ایجاد جلوه ای زیبایی شناسانه
صورت میگیرد هنر گفته می شود . این اصطلاح از قرن بیستم به بعد بیشتر به هنر های تجسمی
( plastic art ) و خصو صا هنرهای بصری ( visual art ) اطلاق می شود.
(با برداشت از کتاب دایره المعارف هنر تالیف استاد رویین پاکباز)
